بن مضارع

بن ماضی

مصدر

 

آشام

آشامید

آشامیدن

آزار

آزرد

آزردن

آویز

آویخت

آویختن

آفرین

آفرید

آفریدن

آویز

آویخت

آویختن

آلا

آلود

آلودن

آزما

آزمود

آزمودن

آرا

آراست

آراستن

آ

آمد

آمدن

افروز

افروخت

افروختن

انداز

انداخت

انداختن

افت

افتاد

افتادن

اندیش

اندیشید

اندیشیدن

ایست

ایستاد

ایستادن

باف

بافت

بافتن

بخش

بخشید

بخشیدن

بر

برید

بریدن

بلع

بلعید

بلعیدن

بوس

بوسید

بوسیدن

بند

بست

بستن

دوز

دوخت

دوختن

دوش

دوشید

دوشیدن

دو

دوید

دویدن

بین

دید

دیدن

رس

رسید

رسیدن

رقص

رقصید

رقصیدن

ریز

ریخت

ریختن

ساز

ساخت

ساختن

سرا

سرود

سرودن

سوز

سوخت

سوختن

شو

شد

شدن

شوی

شست

شستن

شنو

شنید

شنیدن

طلب

طلبید

طلبیدن

فرسا

فرسود

فرسودن

فروش

فروخت

فروختن

فهم

فهمید

فهمیدن

کار

کاشت

کاشتن

کش

کشت

کشتن

کش

کشید

کشیدن